پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۵

ای جهان‌افروز دلبر ای بت خورشیدفش

فتنهٔ عشاق شهری، شمسهٔ خوبان کش

گاه آن آمد که از وصل تو بستانیم داد

زین جهان حیله‌ساز و روزگار کینه‌کش

باده‌ای خواهیم تلخ و مجلسی سازیم نغز

مطربی ناهید‌طبع و ساقیی خورشیدفش

در جهان ما را کنون شش چیز باید تا بود

زخم ما بر کعبتین خرمی امروز شش

خانه‌ای گرم و حریفی زیرک و چنگی حزین

ساقیِ خوب و شرابِ روشن و محبوبِ خوش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۷برخیز و برو باده بیار ای پسر خوش
  2. شمارهٔ ۱۹۸الا ای دلربای خوش بیا کامد بهاری خوش
  3. شمارهٔ ۱۹۹بر من از عشقت شبیخون بود دوش
  4. شمارهٔ ۲۰۰چه رسم‌ست آن نهادن زلف بر دوش
  5. شمارهٔ ۲۰۱از فلک در تاب بودم دی و دوش
  6. شمارهٔ ۲۰۲در عشق تو ای نگار خاموش
  7. شمارهٔ ۲۰۳دوش تا روز من از عشق تو بودم به خروش
  8. شمارهٔ ۲۰۴ز جزع و لعلت ای سیمین بناگوش
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.