پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۸

از همت عشق بافتوحم

پا بستهٔ عشق بلفتوحم

بربود ز بوی زلف عقلم

بفزود ز آب روی روحم

از موی سیاه اوست شامم

وز روی نکوی او صبوحم

یک بوسه ازو بیافتم بس

آن بود ز عشق او فتوحم

زان بوسهٔ همچو آب حیوان

اکنون نه سناییم که نوحم

نی نی که برفت نوح آخر

من نوح نیم که روح روحم

آن روز گریخت از سنایی

آن توبه که گفت من نصوحم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۰تا من به تو ای بت اقتدی کردم
  2. شمارهٔ ۲۳۱دستی که به عهد دوست دادیم
  3. شمارهٔ ۲۳۲ما عاشق همت بلندیم
  4. شمارهٔ ۲۳۳خیز تا ما یک قدم بر فرق این عالم زنیم
  5. شمارهٔ ۲۳۴خیز تا بر یاد عشق خوبرویان می زنیم
  6. شمارهٔ ۲۳۵پسرا خیز تا صبوح کنیم
  7. شمارهٔ ۲۳۶خیز تا در صف عقل و عافیت جولان کنیم
  8. شمارهٔ ۲۳۷گفتم از عشقش مگر بگریختم
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.