پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴

ساقیا دانی که مخموریم در ده جام را

ساعتی آرام ده این عمر بی آرام را

میر مجلس چون تو باشی با جماعت در نگر

خام در ده پخته را و پخته در ده خام را

قالب فرزند آدم آز را منزل شدست

انده پیشی و بیشی تیره کرد ایام را

نه بهشت از ما تهی گردد نه دوزخ پر شود

ساقیا در ده شراب ارغوانی فام را

قیل و قال بایزید و شبلی و کرخی چه سود

کار کار خویش دان اندر نورد این نام را

تا زمانی ما برون از خاک آدم دم زنیم

ننگ و نامی نیست بر ما هیچ خاص و عام را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶نیست بی‌دیدار تو در دل شکیبایی مرا
  2. شمارهٔ ۱۷ای به بر کرده بی وفایی را
  3. شمارهٔ ۱۸مرحبا مرحبا برای هلالا
  4. شمارهٔ ۱۹ای همه خوبی در آغوش شما
  5. شمارهٔ ۲۰ای ز عشقت روح را آزارها
  6. شمارهٔ ۲۱ای از بنفشه ساخته بر گل مثال‌ها
  7. شمارهٔ ۲۲ما باز دگرباره برستیم ز غم‌ها
  8. شمارهٔ ۲۳فریاد از آن دو چشمک جادوی دلفریب
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.