پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰

ای ز عشقت روح را آزارها

بر در تو عشق را بازارها

ای ز شکر منت دیدار تو

دیده را بر گردن دل بارها

فتنه را در عالم آشوب و شور

با سر زلفین تو اسرارها

عاشقان در خدمت زلف تواند

از کمر بر ساخته زنارها

نیستم با درد عشقت لحظه‌ای

خالی از غم‌ها و از تیمارها

بر امید روی چون گلبرگ تو

می‌نهم جان را و دل را خارها

تا سنایی بر حدیث چرب توست

غره چون کفتار بر گفتارها

دارد از باد هوس آبی به روی

با خیال خاک کویَت کارها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲ما باز دگرباره برستیم ز غم‌ها
  2. شمارهٔ ۲۳فریاد از آن دو چشمک جادوی دلفریب
  3. شمارهٔ ۲۴از آن می خوردن عشقست دایم کار من هر شب
  4. شمارهٔ ۲۵ای لعبت صافی صفات ای خوشتر از آب حیات
  5. شمارهٔ ۲۶دوش مرا عشق تو ز جامه برانگیخت
  6. شمارهٔ ۲۷این رنگ نگر که زلفش آمیخت
  7. شمارهٔ ۲۸تا نقش خیال دوست با ماست
  8. شمارهٔ ۲۹از عشق روی دوست حدیثی به دست ماست
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.