پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳

فریاد از آن دو چشمک جادوی دلفریب

فریاد از آن دو کافر غازی با نهیب

این همبر دو ترکش دلگیر جان ستان

وان پیش دو شمامهٔ کافور یا دو سیب

بردوش غایه کش او زهره می‌رود

چون کیقباد و قیصر پانصدش در رکیب

یوسف نبود هرگز چون او به نیکویی

چون سامری هزارش چاکر گه فریب

آسیب عاشقی و غم عشق و گمرهی

تا روی او بدید پس آن طرفه‌ها و زیب

غمخانه برگزید و ره عشق و گمرهی

هر روز می برآرد نوعی دگر ز جیب

بسترد و گفت چون که سنایی همه ز جهل

بنبشت در هوای غم عشق صد کتیب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵ای لعبت صافی صفات ای خوشتر از آب حیات
  2. شمارهٔ ۲۶دوش مرا عشق تو ز جامه برانگیخت
  3. شمارهٔ ۲۷این رنگ نگر که زلفش آمیخت
  4. شمارهٔ ۲۸تا نقش خیال دوست با ماست
  5. شمارهٔ ۲۹از عشق روی دوست حدیثی به دست ماست
  6. شمارهٔ ۳۰ای مسلمانان مرا در عشق آن بت غیرت‌ست
  7. شمارهٔ ۳۱ماهرویا در جهان آوازهٔ آواز تست
  8. شمارهٔ ۳۲تا گل لعل روی بنمودست
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.