پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸

مرحبا مرحبا برای هلالا

آسمان را نمای کل کمالا

چند ازین پرده ز آفتاب برون آی

جان ما را بخر ز دست خیالا

اندر آی اندر آی تا بشناسیم

از جمال تو حال را ز محالا

ای همه روی بر خرام به منظر

تا رهد دیده زین شب همه خالا

اشهب صبح در گریزد از شرم

چون بجنبد ز ابلق تو دوالا

روشنی را نشان به اوج شرف بر

تیرگی را فگن به برج و بالا

ای ز پرده زمانه آمده اینجا

مرحبا مرحبا تعالی تعالا

عقل و دینمان ببر تراست مباحا

جان و دلمان ببر تراست حلالا

تا سنایی چو دید گوید ای مه

حبذا و جهک المبارک فالا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰ای ز عشقت روح را آزارها
  2. شمارهٔ ۲۱ای از بنفشه ساخته بر گل مثال‌ها
  3. شمارهٔ ۲۲ما باز دگرباره برستیم ز غم‌ها
  4. شمارهٔ ۲۳فریاد از آن دو چشمک جادوی دلفریب
  5. شمارهٔ ۲۴از آن می خوردن عشقست دایم کار من هر شب
  6. شمارهٔ ۲۵ای لعبت صافی صفات ای خوشتر از آب حیات
  7. شمارهٔ ۲۶دوش مرا عشق تو ز جامه برانگیخت
  8. شمارهٔ ۲۷این رنگ نگر که زلفش آمیخت
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.