پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷

ای به بر کرده بی وفایی را

منقطع کرده آشنایی را

بر ما امشبی قناعت کن

بنما خلق انبیایی را

ای رخت بستده ز ماه و ز مهر

خوبی و لطف و روشنایی را

زود در گردنم فگن دلقی

برکش این رومی و بهایی را

چنگی و بربطی به گاه نشاط

جمله یاری دهند نایی را

با چنان روی و با چنان زلفین

منهزم کرده‌ای ختایی را

آتشی نزد ماست خیز و بیار

آبی و خاکی و هوایی را

بار ندهند نزد ما به صبوح

هیچ بیگانهٔ مرایی را

چون بود یار زشت پر معنی

چکنم جور هر کجایی را

چو شدی مست جای خواب بساز

وز میان بانگ زن سنایی را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹ای همه خوبی در آغوش شما
  2. شمارهٔ ۲۰ای ز عشقت روح را آزارها
  3. شمارهٔ ۲۱ای از بنفشه ساخته بر گل مثال‌ها
  4. شمارهٔ ۲۲ما باز دگرباره برستیم ز غم‌ها
  5. شمارهٔ ۲۳فریاد از آن دو چشمک جادوی دلفریب
  6. شمارهٔ ۲۴از آن می خوردن عشقست دایم کار من هر شب
  7. شمارهٔ ۲۵ای لعبت صافی صفات ای خوشتر از آب حیات
  8. شمارهٔ ۲۶دوش مرا عشق تو ز جامه برانگیخت
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.