پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۶

می ده ای ساقی که می به درد عشق‌آمیز را

زنده کن در می‌پرستی سنت پرویز را

مایه ده از بوی باده باد عنبربیز را

در کف ما رادی آموز ابر گوهر‌بیز را

ای خم‌اندر‌خم شکسته زلف جان‌آمیز را

بر شکن بر هم چو زلفت توبه و پرهیز را

چنگ‌وار آهنگ برکش راه مست‌انگیز را

راه مست‌انگیز بر زن مست بیگه‌خیز را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸انعم‌الله صباح ای پسرا
  2. شمارهٔ ۹ساقیا می ده که جز می نشکند پرهیز را
  3. شمارهٔ ۱۰در ده پسرا می مُروَّق را
  4. شمارهٔ ۱۱چند رنجانی نگارا این دل مشتاق را
  5. شمارهٔ ۱۲مرد بی حاصل نیابد یار با تحصیل را
  6. شمارهٔ ۱۳ساقیا دل شد پر از تیمار پر کن جام را
  7. شمارهٔ ۱۴ساقیا دانی که مخموریم در ده جام را
  8. شمارهٔ ۱۵مَن کِیَ‌ام کاندیشهٔ تو هم‌نَفَس باشَد مَرا؟
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.