پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۹

ساقیا می ده که جز می نشکند پرهیز را

تا زمانی کم کنم این زهد رنگ‌آمیز را

ملکت آل بنی‌آدم ندارد قیمتی

خاک ره باید شمردن دولت پرویز را

دین زردشتی و آیین قلندر چند چند

توشه باید ساختن مر راه جان‌آویز را

هر چه اسباب است آتش درزن و خرم نشین

بدرهٔ ناداشتی به روز رستاخیز را

زاهدان و مصلحان مر نزهت فردوس را

وین گروه لاابالی جان عشق‌انگیز را

ساقیا زنجیر مشکین را ز مه بردار زود

بر رخ زردم نِه آن یاقوت شکّرریز را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱چند رنجانی نگارا این دل مشتاق را
  2. شمارهٔ ۱۲مرد بی حاصل نیابد یار با تحصیل را
  3. شمارهٔ ۱۳ساقیا دل شد پر از تیمار پر کن جام را
  4. شمارهٔ ۱۴ساقیا دانی که مخموریم در ده جام را
  5. شمارهٔ ۱۵مَن کِیَ‌ام کاندیشهٔ تو هم‌نَفَس باشَد مَرا؟
  6. شمارهٔ ۱۶نیست بی‌دیدار تو در دل شکیبایی مرا
  7. شمارهٔ ۱۷ای به بر کرده بی وفایی را
  8. شمارهٔ ۱۸مرحبا مرحبا برای هلالا
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.