پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵

نرگسین چشما به گرد نرگس تو تیر چیست

وان سیاهی اندرو پیوسته همچون قیر چیست

گر سیاهی نیست اندر نرگس تو گرد او

آن سیه مژگان زهرآلود همچون تیر چیست

گر شراب و شیر خواهی ریخته بر ارغوان

پنجه‌های دست رنگین پر شراب و شیر چیست

گر مثال دست شاه زنگ دارد زلف تو

پس دو دست شاه زنگی بسته در زنجیر چیست

آیتی بنبشته‌ای گرد لب یاقوت رنگ

اندر آن آیت بگو تا معنی و تفسیر چیست

دل تو را دادم توکل بر خدای دادگر

روی کردم سوی تو تا بر سرم تقدیر چیست

مر مرا گر کشته خواهی پس بکش یکبارگی

من کیم در کشتن من این همه تدبیر چیست

مر مرا چون زیر کردی در فراق روی خویش

وانگهی گویی خروش و نالهٔ چون زیر چیست

ای سنایی در فراقش صابری را پیشه گیر

جز صبوری کردن اندر عاشقی تدبیر چیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷عشقْ بازیچه و حکایت نیست
  2. شمارهٔ ۵۸ای پسر! عشق را بدایت نیست
  3. شمارهٔ ۵۹هرکه را دردِ بی‌نهایت نیست
  4. شمارهٔ ۶۰چون درد عاشقی به جهان هیچ درد نیست
  5. شمارهٔ ۶۱معشوقه از آن ظریف‌تر نیست
  6. شمارهٔ ۶۲جام می پر کن که بی جام میم انجام نیست
  7. شمارهٔ ۶۳جانا به جز از عشق تو دیگر هوسم نیست
  8. شمارهٔ ۶۴عشق رخ تو بابت هر مختصری نیست
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.