پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۲

جمالت کرد جانا هست ما را

جلالت کرد ماها پست ما را

دل آراما نگارا چون تو هستی

همه چیزی که باید هست ما را

شراب عشق روی خرمت کرد

بسان نرگس تو مست ما را

اگر روزی کف پایت ببوسم

بود بر هر دو عالم دست ما را

تمنای لبت شوریده دارد

چو مشکین زلف تو پیوست ما را

چو صیاد خرد لعل تو باشد

سر زلف تو شاید شست ما را

زمانه بند شستت کی گشاید

چو زلفین تو محکم بست ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴باز بر عاشق فروش آن سوسن آزاد را
  2. شمارهٔ ۵باز تابی در ده آن زلفین عالم سوز را
  3. شمارهٔ ۶می ده ای ساقی که می به درد عشق‌آمیز را
  4. شمارهٔ ۷جادوان خدمت کنند آن چشم سحر آمیز را
  5. شمارهٔ ۸انعم‌الله صباح ای پسرا
  6. شمارهٔ ۹ساقیا می ده که جز می نشکند پرهیز را
  7. شمارهٔ ۱۰در ده پسرا می مُروَّق را
  8. شمارهٔ ۱۱چند رنجانی نگارا این دل مشتاق را
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.