پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۹

ای کرده دلم سوختهٔ درد جدایی

از محنت تو نیست مرا روی رهایی

معذوری اگر یاد همی نایدت از ما

زیرا که نداری خبر از درد جدایی

در فرقت تو عمر عزیزم به سر آمد

بر آرزوی آنکه تو روزی به من آیی

من بی‌تو همی هیچ ندانم که کجایم

ای از بر من دور ندانم که کجایی

گیرم نشوی ساخته بر من ز تکبر

تا که من دلسوخته را رنج نمایی

ایزد چو بدادست به خوبی همه دادت

نیکو نبود گر تو به بیداد گرایی

بیداد مکن کز تو پسندیده نباشد

زیرا که تو بس خوبی چون شعر سنایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۱ای لعل ترا هر دم دعوی خدایی
  2. شمارهٔ ۳۹۲ای پیشهٔ تو جفانمایی
  3. شمارهٔ ۳۹۳ای یوسف ایام ز عشق تو سنایی
  4. شمارهٔ ۳۹۴آخر شرمی بدار چند ازین بدخویی
  5. شمارهٔ ۳۹۵بتا پای این ره نداری چه پویی
  6. شمارهٔ ۳۹۶کودکی داشتم خراباتی
  7. شمارهٔ ۳۹۷ای آنکه به دو لب سبب آب حیاتی
  8. شمارهٔ ۳۹۸غالیه بر عاج برآمیختی
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.