پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۷

ای آنکه به دو لب سبب آب حیاتی

جانرا به دو شکر ز غم هجر نباتی

آرایش دینی تو و آسایش جانی

انس دل و نور بصر و عین حیاتی

از خوبی خود غیرت خوبان جهانی

وز حسن و ملاحت صنم حور صفاتی

از لطف در الفاظ بشر تحفهٔ وحیی

وز حسن در انفاس ملک وصف صلاتی

اوصاف جمال تو همه کس بنداند

زیرا که تو توقیع رفیع‌الدرجاتی

لولاک لما کنت امینی به حیاتی

والعیش یهنی بک اذانت ثناتی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۹باز این چه عیاری را شب پوش نهادستی
  2. شمارهٔ ۴۰۰تا مسند کفر اندر اسلام نهادستی
  3. شمارهٔ ۴۰۱اگر در کوی قلاشی مرا یکبار بارستی
  4. شمارهٔ ۴۰۲دلا تا کی سر گفتار داری
  5. شمارهٔ ۴۰۳آن دلبر عیار من ار یار منستی
  6. شمارهٔ ۴۰۴یار اگر در کار من بیمار ازین به داشتی
  7. شمارهٔ ۴۰۵صنما آن خط مشکین که فراز آوردی
  8. شمارهٔ ۴۰۶ای راه تو را دلیل دردی
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.