پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۵

صنما آن خط مشکین که فراز آوردی

بر گل از غلیه گوی که طراز آوردی

گرچه خوبست به گرد رخ تو زلف دراز

خط بسی خوبتر از زلف دراز آوردی

گر نیازست رهی را به خط خوب تو باز

تو رهی را به خط خویش نیاز آوردی

قبله‌ای ساختی از غالیه بر سیم سپید

تا بدان قبله بتان را به نماز آوردی

پیش خلق از جهت شعبده و بلعجبی

نرگس بلعجب شعبده‌باز آوردی

چند گویی که دلت پیش تو باز آوردم

این سخن بیهده و هزل و مجاز آوردی

دلم افروخته بود از طرب و شادی و ناز

تو دلی سوختهٔ از گرم و گداز آوردی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۷تا معتکف راه خرابات نگردی
  2. شمارهٔ ۴۰۸زان خط که تو بر عارض گلنار کشیدی
  3. شمارهٔ ۴۰۹زهی پیمان شکن دلبر نکوپیمان به سر بردی
  4. شمارهٔ ۴۱۰دلم بردی و جان بر کار داری
  5. شمارهٔ ۴۱۱روی چو ماه داری زلف سیاه داری
  6. شمارهٔ ۴۱۲ای آنکه رخ چو ماه داری
  7. شمارهٔ ۴۱۳انصاف بده که نیک یاری
  8. شمارهٔ ۴۱۴در ره‌روی عشق چه میری چه اسیری
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.