پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۷

تا معتکف راه خرابات نگردی

شایستهٔ ارباب کرامات نگردی

از بند علایق نشود نفس تو آزاد

تا بندهٔ رندان خرابات نگردی

در راه حقیقت نشوی قبلهٔ احرار

تا قدوهٔ اصحاب لباسات نگردی

تا خدمت رندان نگزینی به دل و جان

شایستهٔ سکان سماوات نگردی

تا در صف اول نشوی فاتحهٔ «قل»

اندر صف ثانی چو تحیات نگردی

شه پیل نبینی به مراد دل معشوق

تا در کف عشق شه او مات نگردی

تا نیست نگردی چو سنایی ز علایق

نزد فضلا عین مباهات نگردی

محکم نشود دست تو در دامن تحقیق

تا سوخته راه ملامات نگردی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۹زهی پیمان شکن دلبر نکوپیمان به سر بردی
  2. شمارهٔ ۴۱۰دلم بردی و جان بر کار داری
  3. شمارهٔ ۴۱۱روی چو ماه داری زلف سیاه داری
  4. شمارهٔ ۴۱۲ای آنکه رخ چو ماه داری
  5. شمارهٔ ۴۱۳انصاف بده که نیک یاری
  6. شمارهٔ ۴۱۴در ره‌روی عشق چه میری چه اسیری
  7. شمارهٔ ۴۱۵عشق و شراب و یار و خرابات و کافری
  8. شمارهٔ ۴۱۶نگویی تا به گلبن بر چه غلغل دارد آن قمری
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.