پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۸

زان خط که تو بر عارض گلنار کشیدی

ابدال جهان را همه در کار کشیدی

بر ماه به پرگار کشیدی خط مشکین

دلها همه در نقطهٔ پرگار کشیدی

هر دل که ترا جست چو دیوانهٔ مستی

در سلسلهٔ زلف زره‌دار کشیدی

زنار پرستی مکن ای بت که جهانی

در سلسلهٔ زلف چو زنار کشیدی

بس زاهد و عابد که بر آن طرهٔ طرار

از صومعه در خانهٔ خمار کشیدی

هر دل که سرافراشت به دعوی صبوری

او را به سوی خویش نگونسار کشیدی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۰دلم بردی و جان بر کار داری
  2. شمارهٔ ۴۱۱روی چو ماه داری زلف سیاه داری
  3. شمارهٔ ۴۱۲ای آنکه رخ چو ماه داری
  4. شمارهٔ ۴۱۳انصاف بده که نیک یاری
  5. شمارهٔ ۴۱۴در ره‌روی عشق چه میری چه اسیری
  6. شمارهٔ ۴۱۵عشق و شراب و یار و خرابات و کافری
  7. شمارهٔ ۴۱۶نگویی تا به گلبن بر چه غلغل دارد آن قمری
  8. شمارهٔ ۴۱۷چرا ز روی لطافت بدین غریب نسازی
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.