پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۸

غالیه بر عاج برآمیختی

مورچه از عاج برانگیختی

بر گل سرخ ای صنم دلربای

رغم مرا مشک سیه بیختی

روز فروزنده به روی و مرا

با شب تاریک برآمیختی

اشک رخ من چو عقیق و زرست

تا شبه از سیم درآویختی

با دل من نرد جفا باختی

بر سر من گرد بلا بیختی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۰تا مسند کفر اندر اسلام نهادستی
  2. شمارهٔ ۴۰۱اگر در کوی قلاشی مرا یکبار بارستی
  3. شمارهٔ ۴۰۲دلا تا کی سر گفتار داری
  4. شمارهٔ ۴۰۳آن دلبر عیار من ار یار منستی
  5. شمارهٔ ۴۰۴یار اگر در کار من بیمار ازین به داشتی
  6. شمارهٔ ۴۰۵صنما آن خط مشکین که فراز آوردی
  7. شمارهٔ ۴۰۶ای راه تو را دلیل دردی
  8. شمارهٔ ۴۰۷تا معتکف راه خرابات نگردی
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.