پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۶

کودکی داشتم خراباتی

می کش و کمزن و خرافاتی

پارسا شد ز بخت و دولت من

پارسایی شگرف و طاماتی

شیوهٔ خمر و قمر و رمز مدام

صفتی بود مرورا ذاتی

آنکه والتین ز بر ندانستی

همچو بلخیر گشت هیهاتی

خوانده از بر همیشه چو الحمد

عدد سورهٔ لباساتی

گوید امروز بر من از سر زهد

مثل و نکتهٔ اشاراتی

دوش گفتم ورا که ای دل و جان

مر مرا مایهٔ مباهاتی

گرچه مستور و پارسا شده‌ای

واصل هر گونهٔ کراماتی

گر یکی بوسه خواهم از تو دهی؟

گفت: لا والله ای خراباتی

ای سنایی کما ترید خوشست

دل به قسمت بنه کمایاتی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۸غالیه بر عاج برآمیختی
  2. شمارهٔ ۳۹۹باز این چه عیاری را شب پوش نهادستی
  3. شمارهٔ ۴۰۰تا مسند کفر اندر اسلام نهادستی
  4. شمارهٔ ۴۰۱اگر در کوی قلاشی مرا یکبار بارستی
  5. شمارهٔ ۴۰۲دلا تا کی سر گفتار داری
  6. شمارهٔ ۴۰۳آن دلبر عیار من ار یار منستی
  7. شمارهٔ ۴۰۴یار اگر در کار من بیمار ازین به داشتی
  8. شمارهٔ ۴۰۵صنما آن خط مشکین که فراز آوردی
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.