پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۶

ای مِهر تو بر سینهٔ من مُهر نهاده

ای عشق تو از دیدهٔ من آب گشاده

بسته کمرِ بندگیِ تو همه احرار

از سر کلهٔ خواجگی و کبر نهاده

دستان دو دست تو به عیوق رسیده

آوازهٔ آواز تو در شهر فتاده

ابدال شکسته همه در راه تو توبه

زهاد گرفته همه بر یاد تو باده

مسپر ره بیداد و ز غم کن دلم آزاد

ای داد تو ایزد ز ملاحت همه داده

پیوسته سنایی ز پی دیدن رویت

هم گوش به در کرده و هم دیده نهاده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۸زهی سروی که از شرمت همه خوبان سرافگنده
  2. شمارهٔ ۳۷۹از عشق آن دو نرجس وز مهر آن دو لاله
  3. شمارهٔ ۳۸۰دی ناگه از نگارم اندر رسید نامه
  4. شمارهٔ ۳۸۱پر کن صنما هلاقنینه
  5. شمارهٔ ۳۸۲جان جز پیش خود چمانه منه
  6. شمارهٔ ۳۸۳گر بگویی عاشقی با ما هم از یک خانه‌ای
  7. شمارهٔ ۳۸۴سینه مکن گرچه سمن سینه‌ای
  8. شمارهٔ ۳۸۵عقل و جانم برد شوخی آفتی عیاره‌ای
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.