پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۴

سینه مکن گرچه سمن سینه‌ای

زان که نه مهری که همه کینه‌ای

خوی تو برنده چون ناخن برست

گرچه پذیرنده چو آیینه‌ای

حسن تو دامست ولیکن ترا

دام چه سودست که بی چینه‌ای

من سوی تو شنبه و تو نزد من

چون سوی کودک شب آدینه‌ای

دی چو گلی بودی و امروز باز

خار دلی و خسک سینه‌ای

پخته نگردی تو به دوزخ همی

هیچ ندانی که چو خامینه‌ای

رو که در این راه تو تر دامنی

گویی در آب روان چینه‌ای

گفتمت امسال شدی به ز پار

رو که همان احمد پارینه‌ای

رو به گله باز شو ایرا هنوز

در خور پیوند سنایی نه‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۶این چه رنگست برین گونه که آمیخته‌ای
  2. شمارهٔ ۳۸۷ای جان و جهان من کجایی
  3. شمارهٔ ۳۸۸جانا نگویی آخر، ما را که تو کجایی؟
  4. شمارهٔ ۳۸۹ای کرده دلم سوختهٔ درد جدایی
  5. شمارهٔ ۳۹۰از ماه‌رخی نوش‌لبی شوخ‌بلایی
  6. شمارهٔ ۳۹۱ای لعل ترا هر دم دعوی خدایی
  7. شمارهٔ ۳۹۲ای پیشهٔ تو جفانمایی
  8. شمارهٔ ۳۹۳ای یوسف ایام ز عشق تو سنایی
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.