پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۰

دی ناگه از نگارم اندر رسید نامه

قالت: «رایٰ فُؤادي من هَجْرِکِ الْقیامه»

گفتم که: «عشق و دل را باشد علامتی هم»

قالَت: «دُموعُ عَیني لَمْ تَکْفِ بِالْعَلامه»

گفتا که: «می چه سازی؟» گفتم: «که مر سفر را»

قالَت: «فَمُرْ صَحیحاً بِالْخیرِ و السَّلامه»

گفتم: «وفا نداری» گفتا که: «آزمودی؟»

مَنْ جَرَّبَ الْمُجَرَّب؛ حَلَّتْ بِهِ النَّدامه

گفتم: «وداع نایی واندر برم نگیری؟»

قالَت: «تُریدُ وَصلي سِراً و لا کَرامه»

گفتا: «بگیر زلفم» گفتم: «ملامت آید»

قالَت: «أَ لَسْتَ تَدري الْعِشقَ و الْمَلامه؟»

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۲جان جز پیش خود چمانه منه
  2. شمارهٔ ۳۸۳گر بگویی عاشقی با ما هم از یک خانه‌ای
  3. شمارهٔ ۳۸۴سینه مکن گرچه سمن سینه‌ای
  4. شمارهٔ ۳۸۵عقل و جانم برد شوخی آفتی عیاره‌ای
  5. شمارهٔ ۳۸۶این چه رنگست برین گونه که آمیخته‌ای
  6. شمارهٔ ۳۸۷ای جان و جهان من کجایی
  7. شمارهٔ ۳۸۸جانا نگویی آخر، ما را که تو کجایی؟
  8. شمارهٔ ۳۸۹ای کرده دلم سوختهٔ درد جدایی
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.