پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۹

از عشق آن دو نرجس وز مهر آن دو لاله

بی خواب و بی‌قرارم چون بر گلت کلاله

خدمت کنم به پیشت همچون صراحی از جان

تا برنهی لبم را بر لبت چون پیاله

تا روز ژاله بارد از چشم همچو رودم

آری نکو نماید بر روی لاله ژاله

دارم هزار بوسه بر روی و چشم تو من

گر میدهی وگرنه بیرون کنم قباله

مهمان حسن داری سیر از پی خرد را

مر تشنگان خود را ندهی یک پیاله

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۱پر کن صنما هلاقنینه
  2. شمارهٔ ۳۸۲جان جز پیش خود چمانه منه
  3. شمارهٔ ۳۸۳گر بگویی عاشقی با ما هم از یک خانه‌ای
  4. شمارهٔ ۳۸۴سینه مکن گرچه سمن سینه‌ای
  5. شمارهٔ ۳۸۵عقل و جانم برد شوخی آفتی عیاره‌ای
  6. شمارهٔ ۳۸۶این چه رنگست برین گونه که آمیخته‌ای
  7. شمارهٔ ۳۸۷ای جان و جهان من کجایی
  8. شمارهٔ ۳۸۸جانا نگویی آخر، ما را که تو کجایی؟
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.