پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۵

ای من مه نو به روی تو دیده

واندر تو ماه نو بخندیده

تو نیز ز بیم خصم اندر من

از دور نگاه کرده دزدیده

بنموده فلک مه نو و خود را

در زیر سیاه ابر پوشیده

تو نیز مه چهارده بنمای

بردار ز روی زلف ژولیده

کی باشد کی که در تو آویزم

چون در زر و سیم مرد نادیده

تو روی مرا به ناخنان خسته

من دو لب تو به بوسه خاییده

ای تو چو پری و من ز عشق تو

خود را لقبی نهاده شوریده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۷ای سنایی خیز و بشکن زود قفل میکده
  2. شمارهٔ ۳۷۸زهی سروی که از شرمت همه خوبان سرافگنده
  3. شمارهٔ ۳۷۹از عشق آن دو نرجس وز مهر آن دو لاله
  4. شمارهٔ ۳۸۰دی ناگه از نگارم اندر رسید نامه
  5. شمارهٔ ۳۸۱پر کن صنما هلاقنینه
  6. شمارهٔ ۳۸۲جان جز پیش خود چمانه منه
  7. شمارهٔ ۳۸۳گر بگویی عاشقی با ما هم از یک خانه‌ای
  8. شمارهٔ ۳۸۴سینه مکن گرچه سمن سینه‌ای
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.