پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۷

ای سنایی خیز و بشکن زود قفل میکده

بازخر ما را زمانی زین غمان بیهده

جام جمشیدی بیار از بهر این آزادگان

درد می درده برای درد این محنت زده

درد صافی درده ای ساقی درین مجلس همی

تا زمانی می خوریم آسوده دل در میکده

محتسب را گو ترا با مست کوی ما چکار

می چه خواهی ای جوان زین عاشقان دل زده

می‌ندانی کادم از کتم عدم سوی وجود

از برای مهربازان خرابات آمده

تا ترا روشن شود در کافری در ثمین

بت پرستی پیشه گیر اندر میان بتکده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۹از عشق آن دو نرجس وز مهر آن دو لاله
  2. شمارهٔ ۳۸۰دی ناگه از نگارم اندر رسید نامه
  3. شمارهٔ ۳۸۱پر کن صنما هلاقنینه
  4. شمارهٔ ۳۸۲جان جز پیش خود چمانه منه
  5. شمارهٔ ۳۸۳گر بگویی عاشقی با ما هم از یک خانه‌ای
  6. شمارهٔ ۳۸۴سینه مکن گرچه سمن سینه‌ای
  7. شمارهٔ ۳۸۵عقل و جانم برد شوخی آفتی عیاره‌ای
  8. شمارهٔ ۳۸۶این چه رنگست برین گونه که آمیخته‌ای
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.