پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۴

گر خسته دل همی نپسندی بیار رو

تیمار عاشقی ز رهی باز دار رو

گر من گیاه سبزم و تو ابر نوبهار

هل تا گیه بجوشد بر من بهار رو

پس گر به رود جیحون غرقه شوم در آب

غرقه بمان مرا تو و کشتی مدار رو

ور من به یاد تو شوم از تشنگی هلاک

هل تا شوم هلاک تو آبم میار رو

گر در بهشت باقی و تنها تو میروی

ما را تو دست گیر و به مالک سپار رو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۶خه خه ای جان علیک عین‌الله
  2. شمارهٔ ۳۶۷ای قوم مرا رنجه مدارید علی‌الله
  3. شمارهٔ ۳۶۸ای ز آب زندگانی آتشی افروخته
  4. شمارهٔ ۳۶۹ای دل اندر بیم جان از بهر دل بگداخته
  5. شمارهٔ ۳۷۰من نه ارزیزم ز کان انگیخته
  6. شمارهٔ ۳۷۱ای نقاب از روی ماه آویخته
  7. شمارهٔ ۳۷۲بردیم باز از مسلمانی زهی کافر بچه
  8. شمارهٔ ۳۷۳آن جام لبالب کن و بردار مرا ده
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.