پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۳

آن جام لبالب کن و بردار مرا ده

اندک تو خور ای ساقی و بسیار مرا ده

هرکس که نیاید به خرابات و کند کبر

او را بر خود بار مده بار مرا ده

مسجد به تو بخشیدم میخانه مرا بخش

تسبیح ترا دادم و زنار مرا ده

ای آنکه سر رندی و قلاشی داری

پس مرد منی دست دگر بار مرا ده

ای زاهد ابدال چو کردار برد می

سردی مکن آن بادهٔ کردار مرا ده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۵ای من مه نو به روی تو دیده
  2. شمارهٔ ۳۷۶ای مِهر تو بر سینهٔ من مُهر نهاده
  3. شمارهٔ ۳۷۷ای سنایی خیز و بشکن زود قفل میکده
  4. شمارهٔ ۳۷۸زهی سروی که از شرمت همه خوبان سرافگنده
  5. شمارهٔ ۳۷۹از عشق آن دو نرجس وز مهر آن دو لاله
  6. شمارهٔ ۳۸۰دی ناگه از نگارم اندر رسید نامه
  7. شمارهٔ ۳۸۱پر کن صنما هلاقنینه
  8. شمارهٔ ۳۸۲جان جز پیش خود چمانه منه
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.