پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۲

بردیم باز از مسلمانی زهی کافر بچه

کردیم بندی و زندانی زهی کافر بچه

در میان کم زنان اندر صف ارباب عشق

هر زمان باز بنشانی زهی کافر بچه

کشتن و خون ریختن در کافری

نیست هرگز بی پشیمانی زهی کافر بچه

نیست بر درگاه سلطان هیچکس را دین درست

تا تو بر درگاه سلطانی زهی کافر بچه

یوسف مصری تویی کز عشق تو گرد جهان

هست صد یعقوب کنعانی زهی کافر بچه

در مسلمانی مگر از کافری باز آمدی

تا براندازی مسلمانی زهی کافر بچه

با رخ چون چشمهٔ خورشید و زلف چون صلیب

تازه کردی کیش نصرانی زهی کافر بچه

هر زمانی با سنایی در خرابات ای پسر

صد لباسات عجب دانی زهی کافر بچه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۴ساقیا مستان خواب‌آلوده را آواز ده
  2. شمارهٔ ۳۷۵ای من مه نو به روی تو دیده
  3. شمارهٔ ۳۷۶ای مِهر تو بر سینهٔ من مُهر نهاده
  4. شمارهٔ ۳۷۷ای سنایی خیز و بشکن زود قفل میکده
  5. شمارهٔ ۳۷۸زهی سروی که از شرمت همه خوبان سرافگنده
  6. شمارهٔ ۳۷۹از عشق آن دو نرجس وز مهر آن دو لاله
  7. شمارهٔ ۳۸۰دی ناگه از نگارم اندر رسید نامه
  8. شمارهٔ ۳۸۱پر کن صنما هلاقنینه
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.