پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۰

من نه ارزیزم ز کان انگیخته

من عزیزم از فلک بگریخته

چرخ در بالام گوهر تافته

طبع در پهنام عنبر بیخته

آسمان رنگم ولیک از روی شکل

آفتابی از هلال آویخته

از برای کسب آبِ روی خویش

آبروی خود به عمداً ریخته

از برای خدمت آزادگان

با همه کس همچو آب آمیخته

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۲بردیم باز از مسلمانی زهی کافر بچه
  2. شمارهٔ ۳۷۳آن جام لبالب کن و بردار مرا ده
  3. شمارهٔ ۳۷۴ساقیا مستان خواب‌آلوده را آواز ده
  4. شمارهٔ ۳۷۵ای من مه نو به روی تو دیده
  5. شمارهٔ ۳۷۶ای مِهر تو بر سینهٔ من مُهر نهاده
  6. شمارهٔ ۳۷۷ای سنایی خیز و بشکن زود قفل میکده
  7. شمارهٔ ۳۷۸زهی سروی که از شرمت همه خوبان سرافگنده
  8. شمارهٔ ۳۷۹از عشق آن دو نرجس وز مهر آن دو لاله
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.