پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۵

ای خواب ز چشم من برون شو

ای مهر درین دلم فزون شو

ای دیده تو خون ناب می‌ریز

ای قد کشیده سرنگون شو

آتش به صفات خویش در زن

از هستی خویشتن برون شو

زان سگ بچه‌ای به کتف برگیر

ناگاه به رستهٔ درون شو

میگیر درم قفا همی خور

با رندی و عیبها عیون شو

کر مسجد را همی نخوانی

با مهتر تونیان بتون شو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۷ای قوم مرا رنجه مدارید علی‌الله
  2. شمارهٔ ۳۶۸ای ز آب زندگانی آتشی افروخته
  3. شمارهٔ ۳۶۹ای دل اندر بیم جان از بهر دل بگداخته
  4. شمارهٔ ۳۷۰من نه ارزیزم ز کان انگیخته
  5. شمارهٔ ۳۷۱ای نقاب از روی ماه آویخته
  6. شمارهٔ ۳۷۲بردیم باز از مسلمانی زهی کافر بچه
  7. شمارهٔ ۳۷۳آن جام لبالب کن و بردار مرا ده
  8. شمارهٔ ۳۷۴ساقیا مستان خواب‌آلوده را آواز ده
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.