پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۷

ای قوم مرا رنجه مدارید علی‌الله

معشوق مرا پیش من آرید علی‌الله

گز هیچ زیاری نهمی بر لب او بوس

یک بوسه به من صد بشمارید علی‌الله

ور هیچ به دست آرید از صورت معشوق

بر قبلهٔ زهاد نگارید علی‌الله

آن خم که بر او مهر مغانست نهاده

الا به من مغ مسپارید علی‌الله

از دین مسلمانی چون نام شمار است

از دین مغان شرم مدارید علی‌الله

گشتست سنایی مغ بی‌دولت و بی‌دین

از دیدهٔ خود خون بمبارید علی‌الله

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۹ای دل اندر بیم جان از بهر دل بگداخته
  2. شمارهٔ ۳۷۰من نه ارزیزم ز کان انگیخته
  3. شمارهٔ ۳۷۱ای نقاب از روی ماه آویخته
  4. شمارهٔ ۳۷۲بردیم باز از مسلمانی زهی کافر بچه
  5. شمارهٔ ۳۷۳آن جام لبالب کن و بردار مرا ده
  6. شمارهٔ ۳۷۴ساقیا مستان خواب‌آلوده را آواز ده
  7. شمارهٔ ۳۷۵ای من مه نو به روی تو دیده
  8. شمارهٔ ۳۷۶ای مِهر تو بر سینهٔ من مُهر نهاده
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.