پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۶

خه خه ای جان علیک عین‌الله

ای گلستان علیک عین‌الله

اندرا اندرا که خوش کردی

مجلس جان علیک عین‌الله

برفشان برفشان دل و جان را

در و مرجان علیک عین‌الله

هیچ جایی نیافت از پی انس

چون تو مهمان علیک عین‌الله

مرده دل بوده‌ایم در بندت

از همه جان علیک عین‌الله

پیش خز تا کنیم بر لب تو

بوسه باران علیک عین‌الله

جان ما کن ز لحن داوودی

چون سلیمان علیک عین‌الله

باش تا ما کنیم بر سر تو

شکر افشان علیک عین‌الله

پیش کاست همی برد سجده

بت کاسان علیک عین‌الله

خاک پایت ز عشق بوسه دهد

جان خاقان علیک عین‌الله

آنچه گویند صوفیانش «آن»

تویی آن «آن» علیک عین‌الله

در غلامیت بر سنایی نیست

هیچ تاوان علیک عین‌الله

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۸ای ز آب زندگانی آتشی افروخته
  2. شمارهٔ ۳۶۹ای دل اندر بیم جان از بهر دل بگداخته
  3. شمارهٔ ۳۷۰من نه ارزیزم ز کان انگیخته
  4. شمارهٔ ۳۷۱ای نقاب از روی ماه آویخته
  5. شمارهٔ ۳۷۲بردیم باز از مسلمانی زهی کافر بچه
  6. شمارهٔ ۳۷۳آن جام لبالب کن و بردار مرا ده
  7. شمارهٔ ۳۷۴ساقیا مستان خواب‌آلوده را آواز ده
  8. شمارهٔ ۳۷۵ای من مه نو به روی تو دیده
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.