پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۰

لؤلؤ خوشاب من از چنگ شد یک‌بارگی

لالهٔ سیراب من بی‌رنگ شد یک‌بارگی

دلبری را من به چنگ آورده بودم در جهان

ای دریغا دلبرم کز چنگ شد یک‌بارگی

جنگ‌ها بودی میان ما و گاهی آشتی

آشتی این بار الحق جنگ شد یک‌بارگی

بود نام و ننگ ما را پیش ازین هر جایگاه

این بتر کامروز نامم ننگ شد یک‌بارگی

با رخ و اشکی چو زر سیمآب و من چون موم نرم

کز دل چون سنگ آن بت سنگ شد یک‌بارگی

این جهان روشن اندر هجر آن زیبا‌پسر

بر سنایی تیره گشت و تنگ شد یک‌بارگی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۲الا ای لعبت ساقی ز می پر کن مرا جامی
  2. شمارهٔ ۴۲۳ای پسر گونه ز عشقت دست بر سر دارمی
  3. شمارهٔ ۴۲۴تا به گرد روی آن شیرین پسر گردم همی
  4. شمارهٔ ۴۲۵ای چشم و چراغ آن جهانی
  5. شمارهٔ ۴۲۶ای زبدهٔ راز آسمانی
  6. شمارهٔ ۴۲۷تو آفت عقل و جان و دینی
  7. شمارهٔ ۴۲۸گاه آن آمد بتا کاندر خرابی دم زنی
  8. شمارهٔ ۴۲۹دلم بربود شیرینی نگاری سرو سیمینی
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.