پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۹

دلم بربود شیرینی نگاری سرو سیمینی

شگرفی چابکی چستی وفاداری به‌آیینی

جهانسوزی دل‌افروزی که دارد از پی فتنه

ز شکّر بر قمر میمی ز سنبل بر سمن سینی

به نزد زلف چون مشکش نباشد مشک را قدری

به پیش روی چون ماهش ندارد ماه تمکینی

غم و اندوه جان من جمال و زیب روی او

ز من برخاست فرهادی ازو برخاست شیرینی

نهد هر لحظه از هجران مرا بر جان و دل داغی

زند از غمزه هر ساعت مرا بر سینه زوبینی

بناز آرد اگر گویم بزاری آن نگارین را

بخور زنهار بر جانم مکن بیداد چندینی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۱عاشق نشوی اگر توانی
  2. شمارهٔ ۴۳۲ربی و ربک‌الله ای ماه تو چه ماهی
  3. شمارهٔ ۴۳۳برخی رویتان من ای رویتان چو ماهی
  4. شمارهٔ ۴۳۴صنما چبود اگر بوسگکی وام دهی
  5. شمارهٔ ۴۳۵گفتی که نخواهیم تو را گر بت چینی
  6. شمارهٔ ۴۳۶صبحدمان مست برآمد ز کوی
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.