پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۰

الا ای نقش کشمیری الا ای حور خرگاهی

به دل‌سنگی به برسیمی به قدسروی به رخ‌ماهی

شه خوبان آفاقی به خوبی در جهان طاقی

به لب درمان عشاقی، به رخ خورشید خرگاهی

خوش و کش و طربناکی، شگرف و چست و چالاکی

عیار و رند و ناپاکی، ظریف و خوب و دل‌خواهی

ز بهر چشم تو نرگس، همی پویم به هر مجلس

ندیدم در غمت مونس، به جز باد سحرگاهی

مرا ای لعبت شیرین! از آن داری همی غمگین

که از حال من مسکین، دلت را نیست آگاهی

چو بی آن روی چون لاله، بگریم زار چون ژاله

کنم پر نوحه و ناله، جهان از ماه تا ماهی

گهی چهره بیآرایی، گهی طره بپیرایی

ز بس خوبی و زیبایی، جمال لشکر شاهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۲ربی و ربک‌الله ای ماه تو چه ماهی
  2. شمارهٔ ۴۳۳برخی رویتان من ای رویتان چو ماهی
  3. شمارهٔ ۴۳۴صنما چبود اگر بوسگکی وام دهی
  4. شمارهٔ ۴۳۵گفتی که نخواهیم تو را گر بت چینی
  5. شمارهٔ ۴۳۶صبحدمان مست برآمد ز کوی
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.