پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۶

صبحدمان مست برآمد ز کوی

زلف پژولیده و ناشسته روی

زآن رخ ناشستهٔ چون آفتاب

صبح ز تشویر همی کند روی

از پی نظارهٔ آن شوخ‌چشم

شوی جدا گشته ز زن، زن ز شوی

بوسه همی رفت چو باران ز لب

در طرب و خنده و درهای و هوی

بهر غذای دل از آن وقت باز

بوسه چنان‌ست لبم گرد کوی

ریخت همی آب شب و آب روز

آتش رویش به شکن‌های موی

همچو سنایی ز دو رویان عصر

روی بگردان که نیابیش روی

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.