پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۶

ای زبدهٔ راز آسمانی

وی حلهٔ عقل پر معانی

ای در دو جهان ز تو رسیده

آوازهٔ کوس «لَنْ تَرانی»

ای یوسف عصر همچو یوسف

افتاده به دست کاروانی

لعل تو به غمزه کفر و دین را

پرداخته مخزن امانی

لعل تو به بوسه عقل و جان را

برساخته عقل جاودانی

با آفت زلف تو که بیند

یک لحظه زعمر شادمانی

با آتش عشق تو که یابد

یک قطره ز آب زندگانی

موسی چکند که بی‌جمالت

نکشد غم غربت شبانی

فرعون که بود که با کمالت

کوبد در ملک جاودانی

«آن» گویم «آن» چو صوفیانت

نی نی که تو پادشاه آنی

جان خوانم جان چو عاشقانت

نی نی که تو کدخدای جانی

از جملهٔ عاشقان تو نیست

یکتن چو سنایی و تو دانی

زیبد که سبک نداری او را

گر گه گهکی کند گرانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۸گاه آن آمد بتا کاندر خرابی دم زنی
  2. شمارهٔ ۴۲۹دلم بربود شیرینی نگاری سرو سیمینی
  3. شمارهٔ ۴۳۰الا ای نقش کشمیری الا ای حور خرگاهی
  4. شمارهٔ ۴۳۱عاشق نشوی اگر توانی
  5. شمارهٔ ۴۳۲ربی و ربک‌الله ای ماه تو چه ماهی
  6. شمارهٔ ۴۳۳برخی رویتان من ای رویتان چو ماهی
  7. شمارهٔ ۴۳۴صنما چبود اگر بوسگکی وام دهی
  8. شمارهٔ ۴۳۵گفتی که نخواهیم تو را گر بت چینی
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.