پرش به محتوای اصلی
سنایی

سنایی

غزلیات

۴۳۶ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۳۰۱ ساقیا! مستان خواب‌آلوده را بیدار کن
  2. شمارهٔ ۳۰۲ خانهٔ طامات عمارت مکن
  3. شمارهٔ ۳۰۳ قومی که به افلاس گراید دل ایشان
  4. شمارهٔ ۳۰۴ جوانی کردم اندر کار جانان
  5. شمارهٔ ۳۰۵ ز دست مکر وز دستان جانان
  6. شمارهٔ ۳۰۶ همه جانست سر تا پای جانان
  7. شمارهٔ ۳۰۷ تخم بد کردن نباید کاشتن
  8. شمارهٔ ۳۰۸ نی نی به ازین باید با دوست وفا کردن
  9. شمارهٔ ۳۰۹ چیست آن زلف بر آن روی پریشان کردن
  10. شمارهٔ ۳۱۰ جانا ز لب آموز کنون بنده خریدن
  11. شمارهٔ ۳۱۱ ای به راه عشق خوبان گام بر میخواره زن
  12. شمارهٔ ۳۱۲ ای سنایی در ره ایمان قدم هشیار زن
  13. شمارهٔ ۳۱۳ ای برادر در ره معنی قدم هشیار زن
  14. شمارهٔ ۳۱۴ ای هوایی یار یک ره تو هوای یار زن
  15. شمارهٔ ۳۱۵ گر رهی خواهی زدن بر پردهٔ عشاق زن
  16. شمارهٔ ۳۱۶ عاشقا! قفل تجرد بر درِ آمال زن
  17. شمارهٔ ۳۱۷ خیز ای بت و در کوی خرابی قدمی زن
  18. شمارهٔ ۳۱۸ ای رخ تو بهار و گلشن من
  19. شمارهٔ ۳۱۹ ای نگار دلبر زیبای من
  20. شمارهٔ ۳۲۰ گر کار به جز مستی اسکندر می من
  21. شمارهٔ ۳۲۱ ای دوست ره جفا رها کن
  22. شمارهٔ ۳۲۲ ایا معمار دین اول دل و دین را عمارت کن
  23. شمارهٔ ۳۲۳ این که فرمودت که رو با عاشقان بیداد کن
  24. شمارهٔ ۳۲۴ ای باد به کوی او گذر کن
  25. شمارهٔ ۳۲۵ غلاما خیز و ساقی را خبر کن
  26. شمارهٔ ۳۲۶ غریب و عاشقم بر من نظر کن
  27. شمارهٔ ۳۲۷ بند ترکش یک زمان ای ترک زیبا باز کن
  28. شمارهٔ ۳۲۸ ساقیا برخیز و می در جام کن
  29. شمارهٔ ۳۲۹ ای شوخ دیده اسب جفا بیش زین مکن
  30. شمارهٔ ۳۳۰ جانا دل دشمنان حزین کن
  31. شمارهٔ ۳۳۱ چشمکان پیش من پر آب مکن
  32. شمارهٔ ۳۳۲ مکن آن زلف را چو دال مکن
  33. شمارهٔ ۳۳۳ ای دل ار مولای عشقی یاد سلطانی مکن
  34. شمارهٔ ۳۳۴ جانا اگر چه یار دگر می‌کنی مکن
  35. شمارهٔ ۳۳۵ ای نموده عاشقی بر زلف و چاک پیرهن
  36. شمارهٔ ۳۳۶ صبر کم گشت و عشق روز افزون
  37. شمارهٔ ۳۳۷ ای ماه ماهان چند ازین ای شاه شاهان چند ازین
  38. شمارهٔ ۳۳۸ ای چون تو ندیده جم آخر چه جمالست این
  39. شمارهٔ ۳۳۹ ای رشک رخ حورا آخر چه جمالست این
  40. شمارهٔ ۳۴۰ خواجه سلامُ علیک، آن لب چون نوش بین
  41. شمارهٔ ۳۴۱ خواجه سلام علیک آن لب چون نوش بین
  42. شمارهٔ ۳۴۲ جاوید زی ای تو جان شیرین
  43. شمارهٔ ۳۴۳ اسب را باز کشیدی در زین
  44. شمارهٔ ۳۴۴ ای لعبت مشکین کله بگشای گوی از آن کله
  45. شمارهٔ ۳۴۵ چون سخن زان زلف و رخ گویی مگو از کفر و دین
  46. شمارهٔ ۳۴۶ گر نشد عاشق دو زلف یار بر رخسار او
  47. شمارهٔ ۳۴۷ ای جهانی پر از حکایت تو
  48. شمارهٔ ۳۴۸ ای شکسته رونق بازار جان، بازار تو
  49. شمارهٔ ۳۴۹ ای همه انصاف‌جویان بندهٔ بی‌داد تو
  50. شمارهٔ ۳۵۰ خنده گریند همی لاف‌زنان بر در تو
  51. شمارهٔ ۳۵۱ حلقهٔ ارواح بینم گرد حلقهٔ گوش تو
  52. شمارهٔ ۳۵۲ ای شادی و غم ز صلح و جنگ تو
  53. شمارهٔ ۳۵۳ ای مونسِ جانِ من، خیال تو
  54. شمارهٔ ۳۵۴ ای دریغا گر رسیدی دی به من پیغام تو
  55. شمارهٔ ۳۵۵ موی چون کافور دارم از سر زلفین تو
  56. شمارهٔ ۳۵۶ تا کی از عشوه و بهانهٔ تو
  57. شمارهٔ ۳۵۷ عاشقم بر لعل شکرخای تو
  58. شمارهٔ ۳۵۸ باز افتادیم در سودای تو
  59. شمارهٔ ۳۵۹ ای گشته ز تابش صفای تو
  60. شمارهٔ ۳۶۰ ای کعبهٔ من در سرای تو

متن اشعار به نقل از گنجور.