پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۸

ساقیا برخیز و می در جام کن

در خرابات خراب آرام کن

آتش ناپاکی اندر چرخ زن

خاک تیره بر سر ایام کن

صحبت زنار بندان پیشه‌گیر

خدمت جمشید آذرفام کن

با مغان اندر سفالی باده خور

دست با زردشتیان در جام کن

چون ترا گردون گردان رام کرد

مرکب ناراستی را رام کن

نام رندی بر تن خود کن درست

خویشتن را لاابالی نام کن

خویشتن را گر همی بایدت کام

چون سنایی مفلس خودکام کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۰جانا دل دشمنان حزین کن
  2. شمارهٔ ۳۳۱چشمکان پیش من پر آب مکن
  3. شمارهٔ ۳۳۲مکن آن زلف را چو دال مکن
  4. شمارهٔ ۳۳۳ای دل ار مولای عشقی یاد سلطانی مکن
  5. شمارهٔ ۳۳۴جانا اگر چه یار دگر می‌کنی مکن
  6. شمارهٔ ۳۳۵ای نموده عاشقی بر زلف و چاک پیرهن
  7. شمارهٔ ۳۳۶صبر کم گشت و عشق روز افزون
  8. شمارهٔ ۳۳۷ای ماه ماهان چند ازین ای شاه شاهان چند ازین
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.