پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۳

ای دل ار مولای عشقی یاد سلطانی مکن

در ره آزادگان بسیار ویرانی مکن

همره موسی و هارون باش در میدان عشق

فرش فرعونی مساز و فعل هامانی مکن

بی‌جمال خوب، لاف یوسف مصری مزن

بی‌فراق و درد، یاد پیر کنعانی مکن

در خراباتی که این گوید که فاسق شو، بشو

وندران مجلس که آن گوید مسلمانی مکن

پیشِ یاجوج هوا سَدِّ سکندروار باش

ور جنان جویی غلو اندر جهانبانی مکن

آن اشاراتی که از عشقش خبر یابی مکن

وان عباراتی که از یادش جدا مانی مکن

چون ز مار و مرغ و دیو و دد بمانی باک نیست

چون ز نعم‌العبد وامانی سلیمانی مکن

پارسی نیکو ندانی حک آزادی بجو

پیش استاد لغت دعوی زبان‌دانی مکن

چون مسلم زمزم و خانی ترا شد زان سپس

قصهٔ دریا رها کن مدحت خانی مکن

از سنایی حال و کار نیکوان بررس به جِد

مرد میدان باش تن در می ده ارزانی مکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۵ای نموده عاشقی بر زلف و چاک پیرهن
  2. شمارهٔ ۳۳۶صبر کم گشت و عشق روز افزون
  3. شمارهٔ ۳۳۷ای ماه ماهان چند ازین ای شاه شاهان چند ازین
  4. شمارهٔ ۳۳۸ای چون تو ندیده جم آخر چه جمالست این
  5. شمارهٔ ۳۳۹ای رشک رخ حورا آخر چه جمالست این
  6. شمارهٔ ۳۴۰خواجه سلامُ علیک، آن لب چون نوش بین
  7. شمارهٔ ۳۴۱خواجه سلام علیک آن لب چون نوش بین
  8. شمارهٔ ۳۴۲جاوید زی ای تو جان شیرین
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.