پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۲

مکن آن زلف را چو دال مکن

با دل غمگنان جدال مکن

پردهٔ راز عاشقان بمدر

کار بر کام بدسگال مکن

خون حرامست خیره خیره مریز

می نبیلست در سفال مکن

حال خود عالمی کند حالی

فتنهٔ نو میار و حال مکن

این چه چیزست و آن همیشه که تو

با خجسته همیشه فال مکن

با سنایی همه عتاب میار

با خراباتیان نکال مکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۴جانا اگر چه یار دگر می‌کنی مکن
  2. شمارهٔ ۳۳۵ای نموده عاشقی بر زلف و چاک پیرهن
  3. شمارهٔ ۳۳۶صبر کم گشت و عشق روز افزون
  4. شمارهٔ ۳۳۷ای ماه ماهان چند ازین ای شاه شاهان چند ازین
  5. شمارهٔ ۳۳۸ای چون تو ندیده جم آخر چه جمالست این
  6. شمارهٔ ۳۳۹ای رشک رخ حورا آخر چه جمالست این
  7. شمارهٔ ۳۴۰خواجه سلامُ علیک، آن لب چون نوش بین
  8. شمارهٔ ۳۴۱خواجه سلام علیک آن لب چون نوش بین
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.