پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۰

خواجه سلامُ علیک، آن لب چون نوش بین

توشهٔ جان‌ها در آن گوشهٔ شب‌پوش بین

پیش رکابت جمال کیست گرفته عنان؟

چرخ جفا کیش بین لعل وفا کوش بین

گردش ایام دوش تعبیه‌ای ساخته‌ست

سوختهٔ عشق باش ساختهٔ دوش بین

برگذر و کوی او غرقه چو من صد هزار

عاشق جانباز بین مرد کفن‌پوش بین

گوش مینبار و آن نغمه و دستان شنو

دیده برانداز و آن خط و بناگوش بین

در بر تنگ شکر مار جهان‌سوز بین

بر سر سنگ سیاه صبر جگرجوش بین

گر چه دل ریش ما بر سر سودای اوست

بر دل او یاد ما جمله فراموش بین

صف زده در پیش او خلق خروشان شده

تن زده آن ماه را فارغ و خاموش بین

بهرهٔ ما دیده‌ای ناله و فریاد ازو

بهرهٔ هر ناکسی بوسه و آغوش بین

ساقی فردوس را از پی بازار او

بر در میخانه‌ها بلبله بر دوش بین

زلفش یک سو فگن و آن گه در زیر زلف

جان سنایی ز عشق خسته و مدهوش بین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۲جاوید زی ای تو جان شیرین
  2. شمارهٔ ۳۴۳اسب را باز کشیدی در زین
  3. شمارهٔ ۳۴۴ای لعبت مشکین کله بگشای گوی از آن کله
  4. شمارهٔ ۳۴۵چون سخن زان زلف و رخ گویی مگو از کفر و دین
  5. شمارهٔ ۳۴۶گر نشد عاشق دو زلف یار بر رخسار او
  6. شمارهٔ ۳۴۷ای جهانی پر از حکایت تو
  7. شمارهٔ ۳۴۸ای شکسته رونق بازار جان، بازار تو
  8. شمارهٔ ۳۴۹ای همه انصاف‌جویان بندهٔ بی‌داد تو
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.