پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۲

جاوید زی ای تو جان شیرین

هرگز دل تو مباد غمگین

از راه وفا گسسته ای دل

بر اسب جفا نهاده ای زین

عاشق‌ترم ای پسر ز خسرو

نیکوتری ای پسر ز شیرین

عاشق خوانند مرا و بی دل

زیبا خوانند ترا و شیرین

آنم من و صد هزار چندان

آنی تو و صد هزار چندین

عشاق چو روی تو ببینند

و آن خال سیاه و زلف مشکین

بر روی توام زنند احسنت

در عشق توام کنند تحسین

هرگاه که بایدت تماشا

شو چهرهٔ خویشتن همی بین

حقا که خوشست نوش کردن

بر چهرهٔ تو شراب نوشین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۴ای لعبت مشکین کله بگشای گوی از آن کله
  2. شمارهٔ ۳۴۵چون سخن زان زلف و رخ گویی مگو از کفر و دین
  3. شمارهٔ ۳۴۶گر نشد عاشق دو زلف یار بر رخسار او
  4. شمارهٔ ۳۴۷ای جهانی پر از حکایت تو
  5. شمارهٔ ۳۴۸ای شکسته رونق بازار جان، بازار تو
  6. شمارهٔ ۳۴۹ای همه انصاف‌جویان بندهٔ بی‌داد تو
  7. شمارهٔ ۳۵۰خنده گریند همی لاف‌زنان بر در تو
  8. شمارهٔ ۳۵۱حلقهٔ ارواح بینم گرد حلقهٔ گوش تو
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.