پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۱

حلقهٔ ارواح بینم گرد حلقهٔ گوش تو

آفتاب و ماه بینم حامل شبپوش تو

بی‌دلان را نرگس گویای تو خاموش کرد

عاشقان را کرد گویا پستهٔ خاموش تو

تلخ نو شیرین‌ترست از شهد و شکر وقت کین

چون بود هنگام صلح و وصل رویت نوش تو

خواب خرگوش آمد از تو عاشقانت را نصیب

زین قبل سخره کند بر شیر و بر خرگوش تو

مرغ‌وار اندر هوای تو همی پرد دلم

بر امید آنکه سازد آشیان آغوش تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۳ای مونسِ جانِ من، خیال تو
  2. شمارهٔ ۳۵۴ای دریغا گر رسیدی دی به من پیغام تو
  3. شمارهٔ ۳۵۵موی چون کافور دارم از سر زلفین تو
  4. شمارهٔ ۳۵۶تا کی از عشوه و بهانهٔ تو
  5. شمارهٔ ۳۵۷عاشقم بر لعل شکرخای تو
  6. شمارهٔ ۳۵۸باز افتادیم در سودای تو
  7. شمارهٔ ۳۵۹ای گشته ز تابش صفای تو
  8. شمارهٔ ۳۶۰ای کعبهٔ من در سرای تو
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.