پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۶

تا کی از عشوه و بهانهٔ تو

چند ازین لابه و فسانهٔ تو

شور و آشوب در جهان افگند

غمزهٔ چشم جاودانهٔ تو

هیچ آشوب نیست در عالم

این چه فتنه‌ست در زمانهٔ تو

کعبهٔ عاشقان سوخته دل

هست امروز آستانهٔ تو

عاشقانت همی طواف کنند

گرد کوی و سرای و خانه تو

ای همایون همای کبک خرام

دل عشاق آشیانهٔ تو

عاشقانت همی به جان بخرند

انده عشق جاودانهٔ تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۸باز افتادیم در سودای تو
  2. شمارهٔ ۳۵۹ای گشته ز تابش صفای تو
  3. شمارهٔ ۳۶۰ای کعبهٔ من در سرای تو
  4. شمارهٔ ۳۶۱تا بدیدم زلف عنبرسای تو
  5. شمارهٔ ۳۶۲ای ببرده آب آتش روی تو
  6. شمارهٔ ۳۶۳باد عنبر برد خاک کوی تو
  7. شمارهٔ ۳۶۴گر خسته دل همی نپسندی بیار رو
  8. شمارهٔ ۳۶۵ای خواب ز چشم من برون شو
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.