پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۷

عاشقم بر لعل شکرخای تو

فتنه‌ام بر قامت رعنای تو

ماه بر راه اوفتاد از روی تو

سرو شرمنده شد از بالای تو

پوست در تن خشک دارم همچو چنگ

از هوای چنگ روح‌افزا‌ی تو

جان من شد مسکن رنج و بلا

تا دل مسکین من شد جای تو

مرده را زنده کنی ز آوای خویش

پس دم عیسی شده‌ست آوای تو

باز بنما روی خود ای ماه‌روی

گر پی وصلت بود سودای تو

تو دهی بوسه همی بر چنگ خویش

من دهم بوسه همی بر پای تو

گر سنایی گه‌گهی توبه کند

توبهٔ او بشکند لب‌های تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۹ای گشته ز تابش صفای تو
  2. شمارهٔ ۳۶۰ای کعبهٔ من در سرای تو
  3. شمارهٔ ۳۶۱تا بدیدم زلف عنبرسای تو
  4. شمارهٔ ۳۶۲ای ببرده آب آتش روی تو
  5. شمارهٔ ۳۶۳باد عنبر برد خاک کوی تو
  6. شمارهٔ ۳۶۴گر خسته دل همی نپسندی بیار رو
  7. شمارهٔ ۳۶۵ای خواب ز چشم من برون شو
  8. شمارهٔ ۳۶۶خه خه ای جان علیک عین‌الله
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.