پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۲

ای شادی و غم ز صلح و جنگ تو

وی داد و ستد ز سیم و سنگ تو

ای آفت و راحت شب و روزم

چشم و دهن فراخ و تنگ تو

بر نافهٔ مشک و باغ گل دایم

حقد و حسدی ز بوی و رنگ تو

عذر تو اگر چه لنگ من پیوست

خرسند شدم به عذر لنگ تو

خون جگرم چو نافهٔ آهو

از حسرت خط مشک رنگ تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۴ای دریغا گر رسیدی دی به من پیغام تو
  2. شمارهٔ ۳۵۵موی چون کافور دارم از سر زلفین تو
  3. شمارهٔ ۳۵۶تا کی از عشوه و بهانهٔ تو
  4. شمارهٔ ۳۵۷عاشقم بر لعل شکرخای تو
  5. شمارهٔ ۳۵۸باز افتادیم در سودای تو
  6. شمارهٔ ۳۵۹ای گشته ز تابش صفای تو
  7. شمارهٔ ۳۶۰ای کعبهٔ من در سرای تو
  8. شمارهٔ ۳۶۱تا بدیدم زلف عنبرسای تو
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.