پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۸

ای شکسته رونق بازار جان، بازار تو

عالمی دل‌سوخته از خامی گفتار تو

توشه هر روزی مرا از گوشهٔ انده نهد

گوشهٔ شب‌پوش تو بر طرهٔ طرار تو

خوبی خوبان عالم گر بسنجی بی‌غلط

صد یکی زان هیچ پیش کفهٔ معیار تو

عشق تو مرغی‌ست کو را این خطاب‌ست از خرد

ای دو عالم گشته عاجز در سر منقار تو

حلقه بودن شرط باشد بر در هستی خود

هر که در دیوار دارد روی از آزار تو

نیست منزل صبر را یک لحظه پیش من چنانک

نیست قیمت شرم را یک ذره در بازار تو

زین گذشت‌ست ای صنم در عشق‌بازی کار من

زان گذشت‌ست ای پسر در شوخ چشمی کار تو

ترس من در عذر تو افزون بود از جنگ از آنک

نفی استغفار باشد عین استغفار تو

ایمنی از چشم بد زان کز صفا بینندگان

جز که شکل خود نمی‌بینند در رخسار تو

فارغی از بند پرده چون همی دانی که نیست

هیچ پرده پیش دیدار تو چون دیدار تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۰خنده گریند همی لاف‌زنان بر در تو
  2. شمارهٔ ۳۵۱حلقهٔ ارواح بینم گرد حلقهٔ گوش تو
  3. شمارهٔ ۳۵۲ای شادی و غم ز صلح و جنگ تو
  4. شمارهٔ ۳۵۳ای مونسِ جانِ من، خیال تو
  5. شمارهٔ ۳۵۴ای دریغا گر رسیدی دی به من پیغام تو
  6. شمارهٔ ۳۵۵موی چون کافور دارم از سر زلفین تو
  7. شمارهٔ ۳۵۶تا کی از عشوه و بهانهٔ تو
  8. شمارهٔ ۳۵۷عاشقم بر لعل شکرخای تو
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.