پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۴

ای لعبت مشکین کله بگشای گوی از آن کله

می خور ز جام و بلبله با ما خور و با ما نشین

مشک از هلال انگیختی وز لاله عنبر بیختی

وز مه فرود آویختی کرده به چنگ اندر عجین

از هیچ مادر یا پدر چون تو نزاید یک پسر

خورشیدی ای جان یا قمر گر دل ببردی شو ببین

ای ماهرو نیکو سیر ای روی چو شمس و قمر

من بر تو نگزینم دگر گر تو گزینی شو گزین

کس را چو تو گل سور نی در خلد چون تو حور نی

در پردهٔ زنبور نی چون دو لب تو انگبین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۶گر نشد عاشق دو زلف یار بر رخسار او
  2. شمارهٔ ۳۴۷ای جهانی پر از حکایت تو
  3. شمارهٔ ۳۴۸ای شکسته رونق بازار جان، بازار تو
  4. شمارهٔ ۳۴۹ای همه انصاف‌جویان بندهٔ بی‌داد تو
  5. شمارهٔ ۳۵۰خنده گریند همی لاف‌زنان بر در تو
  6. شمارهٔ ۳۵۱حلقهٔ ارواح بینم گرد حلقهٔ گوش تو
  7. شمارهٔ ۳۵۲ای شادی و غم ز صلح و جنگ تو
  8. شمارهٔ ۳۵۳ای مونسِ جانِ من، خیال تو
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.