پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۱

چشمکان پیش من پر آب مکن

دلم از عاشقی کباب مکن

ریگ را پیش چشم رود مکن

رود را پیش دل سراب مکن

به کس از ابتدا رسول مباش

رقعه‌ای آیدت جواب مکن

به صبوری توان رسید به دوست

به هم اندر مزن شتاب مکن

نه خدایی چنین مجیب مباش

دعوت خلق مستجاب مکن

با سنایی چنین توانی بود

ور نه شو خویشتن عذاب مکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۳ای دل ار مولای عشقی یاد سلطانی مکن
  2. شمارهٔ ۳۳۴جانا اگر چه یار دگر می‌کنی مکن
  3. شمارهٔ ۳۳۵ای نموده عاشقی بر زلف و چاک پیرهن
  4. شمارهٔ ۳۳۶صبر کم گشت و عشق روز افزون
  5. شمارهٔ ۳۳۷ای ماه ماهان چند ازین ای شاه شاهان چند ازین
  6. شمارهٔ ۳۳۸ای چون تو ندیده جم آخر چه جمالست این
  7. شمارهٔ ۳۳۹ای رشک رخ حورا آخر چه جمالست این
  8. شمارهٔ ۳۴۰خواجه سلامُ علیک، آن لب چون نوش بین
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.