پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۶

صبر کم گشت و عشق روز افزون

کیسه بی سیم گشت و دل پرخون

می‌دهد درد می‌نهد منت

یار ما را عجب گرفت زبون

صنعتش سال و ماه عشوه و زرق

سخنش روز و شب فنون و فسون

پشت کوژ و تنم ضعیف شدست

پشت چون نون و دل چو نقطهٔ نون

عقل با عشق در نمی‌گنجد

زین دل خسته رخت برد برون

حالم اینست و حرص و عشقم پیش

راست گفتند ک «الجنون فنون»

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۸ای چون تو ندیده جم آخر چه جمالست این
  2. شمارهٔ ۳۳۹ای رشک رخ حورا آخر چه جمالست این
  3. شمارهٔ ۳۴۰خواجه سلامُ علیک، آن لب چون نوش بین
  4. شمارهٔ ۳۴۱خواجه سلام علیک آن لب چون نوش بین
  5. شمارهٔ ۳۴۲جاوید زی ای تو جان شیرین
  6. شمارهٔ ۳۴۳اسب را باز کشیدی در زین
  7. شمارهٔ ۳۴۴ای لعبت مشکین کله بگشای گوی از آن کله
  8. شمارهٔ ۳۴۵چون سخن زان زلف و رخ گویی مگو از کفر و دین
همه‌ی غزلیات ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.